درس‌هایی از «نزاع دانشکده‌ها» برای ارتقای پژوهشکده‌ها (تأملاتی در مناسبات فلسفه و سیاست‌پژوهی آموزش_

درس‌هایی از «نزاع دانشکده‌ها» برای ارتقای پژوهشکده‌ها (تأملاتی در مناسبات فلسفه و سیاست‌پژوهی آموزش_پژوهش عالی)

 

 

به گزارش خبرگزاری مهر، به مناسبت هفته پژوهش، گروه فلسفۀ علم و فناوری، پژوهشکده مطالعات فلسفی و تاریخ علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نشستی با عنوان چالش‌های ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی از منظر علم‌شناسی فلسفی برگزار کرد.

در ابتدا علیرضا منجمی به‌عنوان دبیر علمی نشست گفت: ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی یکی از چالش‌های مهم پیش روی پژوهشگران این حوزه و سیاست‌گذاران است. انتقادهای فراوانی از به‌کارگیری معیارهای علم‌سنجی رایج در ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی شده است، اما کمتر موردنقد بنیادین از منظر علم‌شناسی فلسفی قرارگرفته است. در این نشست برآنیم تا با برجسته کردن تمایز میان علوم انسانی و سایر حوزه‌های علمی از منظر پژوهش‌ورزی (research practice)، محصولات پژوهشی (Research output) و نهادهای(institution) نیاز به شیوه‌های علم‌سنجی جدید را نشان دهیم.

مالک شجاعی جشوقانی سخنران دیگر این مراسم با موضوع درس‌هایی از «نزاع دانشکده‌ها» برای ارتقای پژوهشکده‌ها (تأملاتی در مناسبات فلسفه و سیاست‌پژوهی آموزش_پژوهش عالی) سخنرانی کرد.

 

 

وی با اشاره به اینکه امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم به‌عنوان یکی از چهره‌های فلسفی برجسته نهضت روشنگری است گفت: در کنار آثار فلسفی محض خود چون نقد عقل محض و پروژه فکری انقلاب کپرنیکی، در رسالات سیاسی اجتماعی خود و در تکمیل طرح فلسفی خود به بحث از نزاع دانشکده‌ها پرداخته که در قالب مجموعه چند جستار، مقاله با همین عنوان منتشرشده است. وی از نزاع مشروع و نامشروع دانشکده‌های الهیات و حقوق و پزشکی به‌عنوان دانشکده‌های برتر، با دانشکده فلسفه به‌عنوان دانشکده فروتر و پایین‌دستی بحث می‌کند و اینکه به جهت منافع و دستاوردهای محسوسی که دانشکده‌های برتر در جهت منافع دنیوی و اخروی و تأمین سلامت و سعادت و نظم اجتماعی دارند، همواره مورد حمایت و تأیید حکومت‌ها و مردم بوده‌اند. دانشکده فلسفه اما در نگاه اول، هیچکدام از کارکردهای فوق و بلکه حتی کارکرد مشابهی برای مرومان و حکومت ندارد.کانت، از دانشکده فلسفه به‌مثابه جناح چپ این نظام یاد می‌کند.اینکه دانشکده فلسفه همواره دعاوی حقیقت جناح راست را که سه دانشکده همگرا با مقاصد حاکمیت است نقد می‌کند.بنابراین ایده روشنگری قرن هجدهم هم بنیان‌های نظری جدی خود را در نقدهای سه‌گانه کانت می‌یابد و هم شان گفتمانی فلسفه و نقش آن در نظم تمدنی را در رسالات سیاسی اجتماعی از جمله رساله روشنگری و رساله نزاع دانشکده‌ها دنبال می‌کند. یک تصویر بزرگ ایده آلی به نام روشنگری هست و مقدمات نظری و گفتمانی‌اش در فلسفه کانت تأمین می‌شود. آیا براستی فلسفه در گفتمان های فکری معاصر هم چنین نقش‌آفرینی می‌تواند داشته باشد؟ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: حداقل در مورد خود نهاد علم و علوم انسانی و جایی که علوم انسانی مورد سوال جدی و بلکه اتهام ناکارامدی و فقدان خروجی اثر بخش قرار می‌گیرد چه سخن فلسفی‌ای می‌توان ارائه کرد. از سوی دیگر تجربه سنت مطالعات علم به معنای اعم ان در یونان باستان با محوریت ارسطو و طبقه‌بندی سه‌گانه علم وی و توسعه و ویرایش و متناسب‌سازی آن در سنت تمدن اسلامی را داریم که علم‌شناسی را در پیوند با هستی‌شناسی و ارزش شناسی و ایده خیر فردی و اجتماعی دنبال می‌کند و نه صرف نوعی علم‌شناسی درون گفتمانی که ناظر به تحلیل مفاهیم و بنیادهای نظری علم باشد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: باید بکوشیم ضمن اشاره به افت و خیزهای تاریخ علم‌سنجی و نقد لایه‌های پنهان اقتصاد سیاسی علم‌سنجی با ارجاع به یک مطالعه موردی، محدودیت‌های جدی این نوع نگاه در ارزیابی خروجی پژوهش‌های علوم انسانی را نشان دهیم و اینکه با بهره‌گیری از بصیرت‌هایی که از تجارب مطالعات علم در سطح بیناتمدنی است (نمونه‌هایی چون فلسفه حکمرانی علوم در رساله نزاع دانشکده‌های کانت، تحلیل تمدنی ابن خلدون از ماهیت و مقاصد و کارکرد علم، امکانات و محدودیت‌های تجارب علم‌سنجی. دستاوردهای هرمنوتیک در فلسفه علم و فلسفه علوم انسانی و فلسفه دانشگاه) نوعی فراتحلیل معطوف به سیاست پژوهی برای خودفهمی، خود انتقادی و خودسنجی علوم انسانی در دو لایه اموزش و پژوهش ارائه دهیم.

 

https://www.mehrnews.com/news/5378441/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B2%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF

ادامه نوشته

پژوهش های فلسفی در ایران در رادیو گفت و گو

 

 

برنامه سوفیا که بهترین برنامه ی فلسفی معاونت صدا می باشد با حضور دکتر سید رضی موسوی گیلانی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب ، دکتر مالک شجاعی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی کشور، دکتر مریم صانع پور نویسنده و پژوهشگر فلسفه و عرفان به بررسی جایگاه فلسفه در ایران پرداخت. کارشناس مجری برنامه دکتر محمد جواد ادبی که خود از اساتید دانشگاه و پژوهشگر در حوزه فلسفه و عرفان است با پرداختن به این پرسش ها ونقاط دیگر زمینه ای را فراهم کرد تا این برنامه به صورت کاربردی قابل استفاده باشد. این برنامه از رادیو گفتگو موج FM ردیف ۱۰۳.۵ پخش شد.

 

جمهوریت : دکتر ادبی کارشناس مجری برنامه گفتگوی این قسمت از برنامه را که به مناسبت هفته پژوهش عنوان گذاری شده بود به این نحو آغاز کردند که

ما فلسفه را با پژوهش فهم می کنیم و هیچ فیلسوفی نیست که پژوهندگی را در مسیرخود نداشته باشد اما چه پژوهشی در زمینه ی فلسفه می تواند پژوهش کارآمد باشد؟

موضوع پژوهندگی در فلسفه باید مسئله محور باشد؟

دکتر مالک شجاعی پاسخ دادند:

از زمانی که نهضت ترجمه و مباحثی که فارابی و بعدها ابن سینا و سهروردی و ملاصدرا تا خواجه نصیر و علامه طباطبایی مطرح کردند همه سنت فلسفه و کلام اسلامی است .

سنت دیگر سنت فلسفه غربی است که از زمان مواجهه با تجربه تجدد و درقالب نهادهای آموزش جدید مشخصا دانشگاه تهران و قبل از آن دار المعلمین با این موضع مواجهه داشتیم که این سنت هم به موازات سنت فلسفه اسلامی در حوزه های علمیه در مکتب تهران و قم همراه با افت و خیزهایی دنبال می شد و تا به امروز هم ادامه داشته است.

دکتر مریم صانع پور در ابتدا دریچه ای جدید به پژوهش های فلسفی باز کردند و از ضرورت شنیدن صدای مادردانه زنان در گفتمان های فلسفی سخن گفتندکه

حوزه تفکر و تفلسف حوزه جنسیتی نیست اما در تاریخ فلسفه صدای زنان شنیده نشده یا تقلید پارادایم متداول مردانه بوده اما در سال های اخیر بانوانی بودند که با ویژگی های مادرانه شان نظریه های فلسفی را سمت مهرورزی ، صلح طلبی و گفتگوی هم افزایانه سوق دادند . اگر عواطف در کنار عقلانیت بنشیند ، اندیشه های ما و تمدن انسانی مهربان تر خواهد شد و برجستگی این مهرورزی و صلح طلبی و گفتگوی هم افزایانه در پارادایم مادرانه ی فلسفه ورزی مادران به چشم می خورد که در کنار پارادایم فلسفه ورزی پدرانه  می تواند جهان بهتری را برای بشر تدارک کند .

این سه ویژگی به صورت بالقوه به عنوان شاخصه های مادرانه در وجود تمام زنان وجود دارد و از ابتدای خلقت که زن و مرد خلق شدند اینگونه نبود که زن برای خانه داری و مرد برای به دست گرفتن سرنوشت بشریت خلق شده باشد بلکه قرار بود نظام بشریت با هم فکری این پدر و مادر شکل بگیرد اما تصمیم گیری های کلان اجتماعی موجب شد اندیشه ورزی انسان از همان آغاز مثل فرزندی که از تجربه ی آغوش مهربان مادر محروم باشد با فقدان عاطفه و مهرورزی رشد کند.

دکتر ادبی در ادامه مخالفت خود را با ادعای خانم دکتر صانع پور اعلام کردند و به این نکته اشاره کردند که

شما از افلاطون و ارسطو تا زمان حال ، فلسفه اندیشه ورزانه ی بشریت را به واسطه ی عدم حضور زنان فیلسوف عاری از وجوهی می دانید که اکنون زنان فیلسوف مدعی آن هستند که می توانند این وجوه را به آن اضافه کنند و این ادعایی است که به سادگی نمی توان پذیرفت و در ادامه از دکتر مالک شجاعی خواستند تا نظر خود را در این زمینه بیان کنند.

دکتر شجاعی این نکته را گفتند که یک جریان بسیار قوی در فلسفه قرن ۲۰ است که از آن تعبیر به اگزیستانسیالیسم است که به جنبه های کمتر بیان شده در گفتار قالب فلسفی پرداخته شده است . عمده ترین نقدی که به گفتمان رسمی و قالب فلسفه تحت عنوان گفتمان مردسالارانه بوده است آن است که بر آن جنبه های عقلانی تاکید بیش از حد گذاشته شده و در عقل غلو شده است و به جنبه های انسانی و عواطف که گویی به شاکله ی زنان نزدیک تر است کمتر توجه شده است .

دکتر ادبی ادامه ی گفتگو را با دکتر موسوی گیلانی پی میگیرند که فیلسوفان مرد با نگاه هایی که در حوزه های مردسالارانه داشته اند گویی پژوهش ها یا روش های تدبر را به این سمت برده اند که نگرش به فلسفه مردسالارانه باشد و ما اکنون برای آنکه بتوانیم از فلسفه در اکنون و آینده سخن بگوییم باید نگرش زن سالارانه را وارد فلسفه کنیم شما چقدر با این تقسیم بندی موافق هستید؟

دکتر موسوی پاسخ می دهند :

من معتقدم یک معنای متداول از فلسفه آن است که فلسفه را تاریخ فلسفه یعنی تاریخ اندیشه ها  بدانیم و یک معنای دومی که می شود از فلسفه ورزی بیان کرد به معنای اندیشیدن است و فلسفه قرار است به پرسش های اساسی بشر پاسخ بدهد که این پرسش های اساسی فرا جنسیت و فرا زمان و فرا مکان است . البته من مخالف این نیستم که زاویه دید زنانه و مردانه می تواند در گزینش و یا در پرداختن بعضی از پرسش ها مهم باشد .

در کتاب فلسفه اخلاق استنفورد یک مقاله ای تحت عنوان اخلاق فمنیسم یا اخلاق زنانه مبنی بر این است که اگر تاریخ فلسفه ی اخلاق را زنان می نوشتند شاید به مفاهیمی توجه می کردند که در نظر مردان مورد توجه نبود .

البته این یک مسئله حاشیه ای است نمی توان گفت که ذات فلسفه مردانه است یا زنانه چه بسا در پرسش های اساسی در فلسفه مثل چیستی منشأ هستی ، وجود داشتن یا نداشتن مفهوم جاودانگی و سایر پرسش ها ، زنانگی یا مردانگی در این پرسش ها وجود ندارد . ما نمی توانیم فلسفه را به مفاهیم سایکولوژیک تقلیل دهیم .

در عین حال که معتقد هستم زاویه دید زنان می تواند تمرکز بر روی بعضی از پرسشها باشد ولی این در ذات فلسفه نیست.

ذات فلسفه را باید درباره اینکه مردانه است یا زنانه خنثی بدانیم.

در ادامه خانم دکتر صانع پور ویژگی های فلسفه ورزی زنانه را برای درک بهتر این مفهوم بیان کردند:

۱-ویژگی مهرورزانه : تاریخ فلسفه در نبود اندیشه ورزی زنانه دچار شکاف تقابلی میان من دیگری شده است که با حضور ویژگی های مراقبتی زنان ، دیگری هم مثل من لایق مهرورزی می شود .

۲-ویژگی گفت و گویی : تاریخ فلسفه در نبود اندیشه ورزی زنانه دچار تخاصم شده است که با حضور ویژگی های گفت و گویی زنانه و در نتیجه تعامل میان نظریه های مختلف فلسفی غربی و شرقی به رشد هم گرایانه اندیشه بشری پرداخته و جایگزین سلب و نقض واگرایانه اندیشه می شود .

۳-تولد مهروری : زنان مادران حقیقی بشریت هستند به همین علت پاسداری از حیات و ایجاد زمینه های رشد و شکوفایی انسان ها و طبیعت در ذاتشان نهاده شده است بنابراین تحقق عینی احیاء و حفظ پدیدارها اولا و بالذات در گرو نظریه پردازی های ذهنی زنانه است که همیشه در تاریخ فلسفه غایب بوده است .

۴-آرامش طلبی و امنیت گستری : از آنجایی که حیات و رشد انسانی جز در آرامش و امنیت حاصل نمی شود و محور جهت یابی و هدف گذاری نظریه های زنان صلح و امنیت پایدار جامعه ی جهانی است این مستلزم نظریه های فلسفی زنانه است.

۵-نظم گستری : از آنجایی که بی نظمی موجب هدر رفت انرژی حیاتی می شود و ویژگی های حیات بخش مادرانه مقتضی حفظ و گسترش حداکثری توانایی است ، نظم و انتظام بخشی امور نظری و عملی از جمله اهداف نظریه پردازی های فلسفی زنانه است.

۶-زیبایی شناختی و جمال طلبی : که این ویژگی زنانه اقتضای آن را دارد که در فلسفه پردازی های زنانه خواه در مورد خالق و یا مخلوقات نگرش جمالی برجسته باشد و به نظریه های امید بخش منجر

 

https://jomhouriat.net/140120

ادامه نوشته

نشست «چالش‌های ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی از منظر علم‌شناسی فلسفی»

 

نشست «چالش‌های ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی از منظر علم‌شناسی فلسفی» به مناسبت هفته پژوهش سه‌شنبه، ۲۳ آذرماه به صورت غیرحضوری برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، پژوهشگاه مطالعات فلسفی و تاریخ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به مناسبت هفته‌ پژوهش نشست «چالش‌های ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی از منظر علم‌شناسی فلسفی» را برگزار می‌کند.

سخنرانان این نشست علیرضا منجمی، غلامحسین مقدم‌حیدری، مهدی معین‌زاده و مالک شجاعی جشوقانی هستند.

نشست «چالش‌های ارزیابی پژوهش‌های علوم انسانی از منظر علم‌شناسی فلسفی» روز سه‌شنبه، ۲۳ آذرماه ساعت ۸ تا ۱۲ به صورت مجازی برگزار می‌شود.

لینک ورود به نشست عبارتست از:

http://webinar.ihcs.ac.ir/b/ihc-kxh-oir-kzg

کد خبر

ادامه نوشته

فردا دوشنبه؛ نشست دومعنای فلسفه در یک تجربه برگزار می‌شود

 

به گزارش خبرگزاری مهر، در ادامه سلسله نشست‌های وضعیت تفکر در ایران که توسط گروه فلسفه خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌شود، نشست پانزدهم این گروه با عنوان «دومعنای فلسفه در یک تجربه (اندیشه ورزی تربیتی)» برگزار می شود.

سخنران این نشست جمیله علم‌الهدی، رئیس پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی است. دبیر علمی نشست هم مالک شجاعی جشوقانی عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.

نشست «دومعنای فلسفه در یک تجریه (اندیشه ورزی تربیتی)» دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۲۱ برگزار می شود.

پخش از طریق پیوند زیر (ورود با گزینه میهمان):

https://www.skyroom.online/ch/hossein۵۰۹۲۸۱۱/phi‌

کد خبر

ادامه نوشته

جمعه ۱۹ آذر ماه: کتاب «آموزش‌عالی فلسفه در ایران» نقد و بررسی می‌شود

 

 

در پنجمین صبح جمعه بخارا در کافه فلسفه کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران، گفتمان‌های فکری، برنامه‌ریزی آموزشی، مهارت و اشتغال» نوشته مالک شجاعی نقد وبررسی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، در پنجمین صبح جمعه بخارا در کافه فلسفه کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران، گفتمان‌های فکری، برنامه‌ریزی آموزشی، مهارت و اشتغال» نوشته مالک شجاعی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور مهدی اخوان و سعید انواری به همراه مولف این کتاب نقد و بررسی و پیرامون آن صحبت می‌شود.

این کتاب که به تازگی توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است به موضوع پیدایش رشته فلسفه در ایران به‌عنوان یک رشته دانشگاهی و ارتباط برنامه‌ریزی درسی این رشته و مهارت و اشتغال دانش‌آموختگان این رشته طی دهه‌هایی که از پیدایش این رشته در ایران می‌گذرد، می‌پردازد.

در تلقی رایج، پرداختن به رشته فلسفه، نوعی پرداختن به دغدغه‌های شخصی و به معنایی عمیق‌تر، «وجودی» تلقی‌ می‌شود اما اهداف مورد نظرسیاستگذاران آموزش و پژوهش در نهادهایی چون وزارت علوم یا اساساً چنین اولویتی برای رشته‌های دانشگاهی و از جمله فلسفه قائل نیستند.

علاقه‌مندان بحث آموزش‌عالی فلسفه در ایران می‌توانند این نشست را روز جمعه ۱۹ آذرماه ۱۴۰۰ در ساعت ۱۰ صبح از طریق پخش زنده در اینستاگرام در صفحات @bukharamag و @cafe_philosophique دنبال کنند.

 

https://www.mehrnews.com/news/5371674/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF

ادامه نوشته