ایده ترجمه فرهنگی می تواند خاستگاههای جدی خود را در امتزاج افقها بیابد
گفت وگو با مالک شجاعی جشوقانی به مناسبت روز جهانی ترجمه
ایده ترجمه فرهنگی می تواند خاستگاههای جدی خود را در امتزاج افقها بیابد
نسل تازهای از مترجمان در حوزه فلسفه در حال شکوفایی هستند
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۹
مالک شجاعی جشوقانی می گوید: ایده ترجمه فرهنگی میتواند یکی از خاستگاههای جدی خود را در بحث امتزاج افقها که گادامر می گوید، پیدا کند. ما مدام افق فرهنگی خودمان را به مصاف افق فرهنگی غربی میبریم و در این امتزاج افقهاست که مسائل، ایدهها، استعارهها و راهحلهای جدید پیدا میشود.
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) احمد ابوالفتحی: مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از مولفان و محققان جوان و خوشنام فلسفه است که طی سال های اخیر پروژه های متعدد فکری را در این عرصه پیگیری کرده است. ترجمه فرهنگی یکی از ترم هایی است که شجاعی جشوقانی روی آن تاکید داشته و این نوع از ترجمه را برای وضعیت فعلی علوم انسانی راهگشا می داند. به مناسبت روز جهانی ترجمه با او در این باره گفت وگویی داشته ایم.
شما در سالهای اخیر چه در سخنرانیهاتان و چه در کتابی که درباره محمدعلی فروغی نوشتهاید بر لزوم توجه به مقوله «ترجمه فرهنگی» تاکید کردهاید. بهطور مشخص در یکی از سخنرانیهایتان هم گفتهاید که راهبرد ما در مواجهه با فلسفه غرب توجه به ترجمه فرهنگی است. این ایده چه حدود و ثغوری دارد؟
آنچه که من مطرح کردهام بیشتر آموختههایم از اساتیدم بوده و در این میان تلاش کردم که یک صورتبندی تازه از مبحث ارائه دهم. این صورتبندی را هم برای اولین در خدمت مرحوم قانعیراد و در جلسهای که به کتاب هابرماس و روشنفکران ایرانی که ایشان و دکتر پایا منتشر کردهاند اختصاص داشت مطرح کردم. البته بحث ترجمه فرهنگی یا Cultural translation در حوزه مطالعات ترجمه، مطالعات فرهنگی و مطالعات زبانشناختی مطرح بوده و هست. اما اینکه این ایده به بحث مواجهه ما با فلسفه غرب گره بخورد به گمانم در آن جلسه جوانه زد و البته این ایده هنوز کاملاً خام و اولیه است.
ما در دورههای مختلف تاریخ ایرانی با فرهنگ غرب مواجهه داشتهایم. نهضت ترجمه آثار از یونان به زبان عربی که عمدتاً آثار افلاطون و ارسطو و دیگر فلاسفه یونان را شامل میشد و یا نهضت ترجمه آثار اندیشمندان مسلمان مانند غزالی و ابنسینا به زبان لاتین در دوران قرون وسطی نمودهایی از این مواجهه هستند. اما آنچه من بر آن تمرکز دارم، مواجهه فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی در دوران پس از رنسانس است که میتوان آن را موج سوم مواجهه نامید.
در زمینه این دوره از مواجهه فرهنگ ایرانی با فرهنگ غرب و بهطور مشخص فلسفه غرب که در کنار هنر، ادبیات، سیاست، اسطورهها و... بخشی از فرهنگ غرب و تجربه مدرنیته محسوب میشود. سرآغاز این مواجهه در فرهنگ ایرانی در دوران قاجار است که با ترجمه آثار از زبانهای اروپایی ما با فرهنگ جدید غرب تا حدودی آشنا میشویم. پس از این آغاز ما از زمان مشروطه تا کنون، انواع و انصاف مختلفی از رویکردها را را میتوانیم مشاهده کنیم.
اگر ما بخواهیم رویکردهایی را که نسبت به فرهنگ و اندیشه متجدد غربی نزد ما شکل گرفته است طبقهبندی کنیم میتوانیم هفت رویکرد را بربشماریم. رویکرد معرفتشناسانه، رویکرد ایدئولوژیک، رویکرد سیاسی، رویکرد تئولوژیک یا الهیاتی، رویکرد سنتگرایانه، رویکرد سنتی و رویکرد ترجمه فرهنگی. در این میان، رویکرد ترجمه فرهنگی قابلیتهایی دارد که میتواند سخن زمانه ما باشد. به عبارت دیگر این رویکرد ظرفیتهای بیشتری برای گفتوگوی میان فرهنگ ایرانی و فرهنگ غربی فراهم میسازد.
http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/281466/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%B2%D8%A7%D8%AC-%D8%A7%D9%81%D9%82-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%AF
