گزارش نشست ما و فلسفه دانشگاه
کتاب «نزاع دانشکدهها» نقد و بررسی شد؛
مصباحیان: فرودستی دانشکده فلسفه بنا به آزادگی ذاتیاش تاکنون حفظ شده است/ تاکید نوذری بر نسبت دولت و دانشگاه
مصباحیان گفت: باقی ماندن وضعیت فرادستی و فرودستی دانشکدهها از زمان کانت تا کنون ادامه داشته و دانشکده فلسفه همواره در موقعیت فرودستی قرار داشته است. با اینکه وضع دانشکده الهیات در جامعه مدرن به لحاظ فرادستی تغییر کرده اما در جهان، دانشکدههای فرادستی دیگری اضافه شدندو در فرودستی دانشکده فلسفه تغییری ایجاد نشده و به همین دلیل آزادگی ذاتی در فلسفه وجود دارد که باید بر آن پای فشرد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به همت گروه فلسفه خانه اندیشمندان علوم انسانی، در ادامه سلسله نشستهای وضعیت تفکر در ایران معاصر نشست «ما و فلسفه دانشگاه» به نقد و بررسی کتاب نزاع دانشکدهها اختصاص داشت. سخنرانان این نشست حسينعلي نوذری، حسین مصباحیان و رضا ماحوزی بودند و دبیر علمی نشست را هم مالک شجاعی جشوقانی بر عهده داشت.
ماحوزی در ابتدای این نشست درباره سابقه ترجمه این اثر توضیحاتی ارائه کرد و گفت: تمایلی برای ترجمه متن اصلی این کتاب برای من وجود داشت و مرحوم قانعی راد مشوق من برای ترجمه آن بود. حال سوال این است که چرا این کتاب باید برای ما ترجمه میشد؟ جامعه ما نیازمند بحثهای فلسفی است و ترجمه این کتاب به دلیل یکی از نخستینها برای ما حائز اهمیت است. این متون به ما کمک می کند دیدگاههای جامعه شناختی را درباره دانشگاه فهم کنیم.
او با اشاره به اینکه دو پاسخ برای ترجمه کتاب وجود دارد افزود: یک پاسخ ایجابی مبنی بر ترجمه این اثر است و دومین پاسخ سلبی است بدین معنی که چرا نباید این راه برویم؟ واژهای در این کتاب استفاده شده که دو ترجمه خودآیینی و استقلال است و من به واژه خود آیینی تمایل دارم با اینکه واژه استقلال جا افتاده است. کانت به دنبال این است که منطق جدیدی برای نهاد دانشگاه جدا از نهادهای دیگر تعریف کند و به همین دلیل واژه خود آیینی در مقابل دیگر آیینی بر این موضوع تاکید دارد که دانشگاه باید منطقی برای خودش ایجاد کند. این معنا را واژه استقلال به ذهن متبادر نمیکند.
ماحوزی گفت: با توجه به ماهیت دانشکدههای دیگر باید گفت که خودآیینی توسط دانشکده فلسفه به وجود میآید و این دانشکده دو ماموریت دارد؛ نخست پیش بردن وظایف تخصصی خود و دیگری هدایت و مدیریت دانشگاه برای امری بزرگتر یعنی هدایت و مدیریت جامعه به سوی عقلانیت و پیشرفت. این موضوع ترجمه این رساله را به زبان فارسی ضرورت میبخشد. دست اندازی بیش از حد نهادهای بیرونی به ویژه در کشور ما که با شعارهای خاص جریانی درست میکنند دانشگاه را از ماهیت دانشگاه بودن خالی کرده و ما با یک دانشگاه بی دانشگاه و فاقد هویت دانشگاهی رو به رو هستیم. این رساله به ما کمک میکند که بفهمیم خودآیینی دانشگاه چگونه میتواند باشد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به وجه سلبی ترجمه کتاب توضیح داد: اما وجه سلبی این رساله هم نگاه ایدئولوژی بستهای است که کانت دارد. این رساله را میتوان در نسبت با سایر رساله های کانت مانند رشد عقل و صلح پایدار مقایسه کرد. ایده کانت بعدها به ناسیونالیسم و رمانتیسم گره خورد و این ایدهها با هم تصوری از پیشرفت را ساخت که در فرمولهای متعددی مانند نوکانتی و ... ظهور یافت. ایده کانت این بود که ما به دانشگاه خود بنیاد و مستقلی دست پیدا کنیم که به جامعه در رسیدن عقلانیت کمک کند. بهعقیده کانت، برای اینکه به آن وضعیت عقلانی کمال یافته برسیم، باید جایگاه خرد و والایی و برتری آن تثبیت شود. شبیه جمهوریِ افلاطون که فیلسوف- بهعنوان نماینده خرد- بر آن حکمروایی میکند، در دانشگاه کانتی هم دانشکده فلسفه که نماد خرد و دانش و عقلانیت است و به آینده نظر دارد، مدیریت میکند و بر صدر مینشیند تا دانشگاه بهمثابه اتاق فکر جامعه، عقلانیت و خرد را توسعه داده و عمومیت ببخشد.
ماحوزی تاکید کرد: با اینحال کانت بدین نکته توجه دارد که اساساً فرایند تولید و توسعه دانش و عقلانیت فرایندی کاملاً تدریجی، انباشتی و آرام است و چیزی به نام انقلاب و جهش در این عرصه نداریم. بدین ترتیب، دانشمندان و استادان دانشکدهها با همدیگر گفتگو میکنند و طی دههها و سدهها و هزارهها آرام آرام عقلانیت را گسترش میدهند. چشمانداز پایانی و غایی عقلانیت بهمثابه یک دورنما، به ما کمک میکند تا دائماً تلاش ورزیده و دست از کوشش نکشیم. آنجا که کانت هشدار میدهد تمام راهی که در هزارههای قبل طی کردهایم، در مقابل راهی که از این به بعد باید طی کنیم بسیار اندک به حساب میآید، بدین معنا است نباید بهنحو ایدئولوژیک، نیل به آزادی و کمال را دست یافت و یا در معرض دستیابی نزدیک متصور شویم. به همین سبب است که به باور من، کانت متفکری پیشاایدئولوژی است. در وضعیت ایدئولوژیک، هم پایان و هم زمان نیل به آن برای ما مشخص است. برای کانت چنین مرزی وجود ندارد، به همین خاطر راه عقلانیت و آزادی و انسانیت یک راه باز است و تمام هزارههایی که تاکنون آمدهایم در نسبت با راهی که در آینده باید طی کنیم، اندکی بیش محسوب نمیشود.
http://www.ibna.ir/fa/gozaresh_poosheshi/309458/%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B0%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B0%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87


