رویکرد ترجمه فرهنگی به فلسفه علوم انسانی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پنل نخست روز نخست همایش ملی �فلسفه غرب و ترجمه� امروز دوشنبه ۲۷ بهمن از سوی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به صورت مجازی برگزار شد.
فکر میکنیم علوم انسانی تنها مفاهیم معرفت شناسی است
مالک شجاعی جشوقانی درباره �رویکرد ترجمه فرهنگی به فلسفه علوم انسانی� سخنرانی کرد و افزود: این طرح بحث چند مفهوم کلیدی دارد؛ ترجمه فرهنگی، فلسفه علوم انسانی و البته نگاهی به دلالت های این بخش برای فلسفه معاصر ایران که فکر میکنم برای فضای فکری معاصر ما مناسب باشد.
او ادامه داد: ترجمه فرهنگی به تعبیر فرهنگ اشاره دارد و به نوعی ترجمهای است که فراتر از یک ترجمه مکانیکی است و تلاش میکند ظرائف و اقتضائات زیست جهان مبدا را در نظر بگیرد و به صرف یک ترجمه گرامری اکتفا نکند. شاید بهترین تعبیری که بتواند در مقابله با ترجمه فرهنگی قرار بگیرد ترجمه مکانیکی است.
به گفته این مدرس دانشگاه، ترجمه مکانیکی همان ترجمه تحت الفظی است که یک نوع رویکرد قشری گرایانه مترجم به الفاظ و معقولات کلیدی در فرهنگ مبدا است. اما اگر بخواهیم بحث خود را به مباحث فلسفه علوم انسانی پیوند بزنیم باید به این نکته اشاره کنیم که آن چیزی که در ادبیات فلسفه علوم انسانی و عمدتاً در فضای فکری اروپا مطرح شده از سه پارادایم کلان در فلسفه علوم انسانی گرفته شده است؛ پارادایم اثبات گرایی، پارادایم هرمنوتیکی و پارادایم انتقاد گرایی.
شجاعی جشوقانی با بیان اینکه پارادایم اثبات گرایی به نمایندگی اگوست کنت است که آن را با کتاب معروف �درس گفتارهای فلسفه پوزیتیویستی� میشناسیم افزود: علیرغم اهمیت کتاب، این اثر ترجمه نشده است و اتفاقاً ترجمه این کتاب میتواند یکی از مصداق های ترجمه فرهنگی باشد. ما چون آشنایی با اثبات گرایی نداریم از طریق متون دسته سوم و دسته چهارم با این مکتب آشنا شدهایم و به چشم طعنه و کنایه با آن نگاه می کنیم در حالی که شاید اگر متون طراز اول ترجمه میشد ما آن را می توانستیم به چشم یک موجود محبوب نگاه کنیم. البته من نمیخواهم دفاعی برای اثبات گرایی داشته باشم اما اگر بخواهیم به�درس گفتارهای فلسفه پوزیتیویستی� کنت مراجعه کنیم متوجه میشویم که او چقدر دغدغه های ژرف اندیشانه درباره فضای فرهنگی خودش دارد.
او با اشاره به پارادایم هرمنوتیکی در فلسفه علوم انسانی به نمایندگی ویلهلم دیلتای گفت: او انسان شناسی است که در سالهای اخیر به همت منوچهر صانعی دره بیدی مجموعه آثار او ترجمه شده است. اهمیت دیلتای در این است که او نقدهای جدی بر پارادایم اثبات گرایی دارد و البته بحثهایی با میل هم داشته است و صراحتاً در کتاب مقدمه بر علوم انسانی رویکرد غالب بر این رشته ها را نقد میکند و میگوید در رگ های سوژه هیوم و کانت خون واقعی وجود ندارد و سوژه انتزاعی است ولی علوم انسانی با سوژه واقعی و تاریخ مند کار دارد. بنابراین در دیلتای همین دغدغه وجود دارد و جالب است که وقتی ما تلقی او را درباره علوم انسانی بررسی میکنیم میبینیم که علوم انسانی کارکردش در اروپای جدید این است که تجربه زیسته انسان را در جامعه مفهومی کند. در اینجا ما شاهد فاصله گرفتن از پارادایم معرفتی غالب در علوم انسانی هستیم که متاسفانه به صورت عمیقی در سنت ما نیز وجود دارد.
شجاعی جشوقانی با انتقاد از اینکه ما فکر میکنیم علوم انسانی تنها مفاهیم معرفت شناسی است و خیلی هم در سنت ما پر برگ و بار است و به نظر میرسد امکانی برای فرهنگ ما است اما اینکه کلیت این مفاهیم تنها به معرفت شناسی در حوزه علوم انسانی تقلیل پیدا کند باعث میشود از اندیشیدن به مدلهای دیگر علوم انسانی باز بماند عنوان کرد: اکنون این سوال مطرح میشود که در کدام سطح و مرحله و در کدام پارادایم و رویکرد ما تلاش کردیم برای مفهومی سازی تجربه زیسته انسان ذیل فرهنگ و تاریخ ایرانی و کدام فیلسوف و صاحب نظر علوم انسانی در تاریخ خود سراغ داریم که تجربه مشروطه یا تجربه عصر صفویه را فلسفی پرسش کرده باشد یا اینکه کدام فیلسوف را سراغ داریم که از انسان پسا انقلابی و نسبت فلسفههای علوم انسانی با هم سوال کرده باشد. اینکه تنها مفاهیم کلیدی فیلسوفان بزرگ را بیان کنید کافی نیست. بزرگان عالم اسلام مانند فارابی و ملاصدرا از ارسطو به عنوان معلم اول یاد میکنند پس تکلیف من دانشجوی فلسفه مشخص است!
او گفت: فارابی سعی میکند تجربه فرهنگی از فلسفه یونان داشته باشد و از این جهت می بینیم که این تلاش در چهرههای بعدی مانند ابن سینا و ... ظهور پیدا میکند اما بعدها این تجربه کمرنگتر میشود و در واقع زوال حکمت عملی را شاهد هستیم.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه ما همواره بیشتر به سمت حکمت نظری رفتیم و اولویت ما حکمت نظری بوده که ریشه در نگرش ما دارد، به شرح پارادایم انتقادی پرداخت و گفت: مارکس نمایندگی این پارادایم را بر عهده دارد و در ایران معاصر این بدشانسی اتفاق افتاد که خوانش غالب از مارکس در ایران از سر دغدغه ترجمه فرهنگی نبود و بیشتر یک خوانش ایدئولوژیک از مارکس داشتیم. در واقع ما مارکس را از طریق فهم حزب توده و مناسبات سو گرایانه آن در نسبت با دین شناختیم. نگاه به مارکس از منظر فرهنگ اسلامی منفی است چون بیشتر سویه های منفی آن از سوی حزب توده برجسته شده است و متاسفانه آن جمله ناقصه دین افیون توده هاست باعث یک نوع مقاومت گفتمانی جدی فرهنگ ایرانی اسلامی شده است.
به گفته او، وقتی کتاب �نقدی بر فرهنگ مارکسیسم شهید مطهری� را میخوانیم متوجه این رویکرد میشویم در حالی که اگر مدل ترجمه فرهنگی در مواجهه با مارکس الگوی ما بود باید بیشتر میتوانستیم از مفاهیم فلسفی او بهره ببریم و در نقد فلسفه مارکس هم کامیاب تر بودیم.
این مدرس دانشگاه عنوان کرد: ما با این فیلسوفان مواجهه معرفت شناسانه داشتهایم و چون به نظر ما این فیلسوفان دلیل های قوی نداشتند به محض اینکه با کژتابی های مفهومی در آنها مواجه شدهایم کتاب کنت را بسته و اثبات گرایی را به تجربه گرایی تقلیل دادهایم. دیلتای را به دلیل نسبیگرایی کنار گذاشتهایم و تکلیف مارکس هم که قبلاً به دلیل نوع سوال هایش نسبت به دین مشخص کردیم.
شجاعی جشوقانی در پایان گفت: بعد از ۴ دهه از انقلاب اسلامی یعنی حدود صد سال از مواجهه ما با فلسفه گذشته است. اگر متن سیر حکمت در اروپا فروغی را مدنظر بگیریم به نظر میرسد بعد از یک قرن در کنار رویکردهای معرفتشناسی، ایدئولوژیک، آکادمیک و سنت گرایی نسبت به فلسفه غرب رویکرد ترجمه فرهنگی میتواند امکانات بیشتری را از سنت ما در مواجهه با چهرههای کلیدی فلسفه علوم انسانی فعال کند و برای مسئله علوم انسانی که مسئله روز ماست و یکی از دغدغههای نظام حکمرانی ماست میتواند راهگشا باشد.
https://www.mehrnews.com/news/5147379/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85
و
http://www.ibna.ir/fa/gozaresh_poosheshi/302922/%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%AF%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AC%D8%B4%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C
