مالک شجاعی جشوقانی مطرح کرد: دفاع از علوم انسانی مساله جدی دیلتای بود

 

 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نخستین نشست از سلسله نشست‌های «فلسفه و علوم‌‌اجتماعی» با عنوان «دیلتای و علوم‌اجتماعی» با سخنرانی مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

 



شجاعی جشوقانی در این نشست با بیان اینکه یکی از شخصیت‌های شاخص و برجسته تاریخ فلسفه علوم انسانی و علوم اجتماعی، فیلسوف و مورخ و انسان شناس آلمانی ویلهلم دیلتای است گفت: معمولا زمانی که از هرمنوتیک به عنوان یکی از سه پارادایم علوم انسانی مدرن نام می‌برند، دیلتای را ذیل پارادایم هرمنوتیک جای می‌دهند؛ اما من بر اساس شواهدی از آثار دیلتای با این برداشت عمومی موافق نیستم و جایگاه او را در میانه پارادایم هرمنوتیک و پارادایم انتقادی می‌دانم.

او ادامه داد: در طول تاریخ فلسفه، عنوان علوم انسانی برای اولین بار در کتاب دیلتای ظاهر شد، بر همین اساس، او اولین فیلسوفی است که مسئله علوم انسانی را به عنوان مسئله‌ای فلسفی صورت بندی مفهومی کرد.

 



این مدرس دانشگاه با طرح این سوال که چرا دیلتای اهمیت دارد؟ توضیح داد: در بین فیلسوفان قرن نوزدهم که در سرآغازهای فلسفه معاصرند، برای دیلتای مسئله‌ای جدی سر بر آورد: دفاع از علوم انسانی.

به گفته او، در زمانه دیلتای پوزیتیویسم گفتمان غالب بود. علم یک علم بود و آن هم علوم طبیعی تجربی و پوزیتیویسم هم نگهبان تئوریک این ساحت علم بود.

شجاعی جشوقانی با بیان اینکه دیلتای صراحتا پروژه خود را پروژه کانتی معرفی می‌کند گفت: پروژه کانت پروژه نقد عقل محض است. کانت در زمانه خود با فیزیک نیوتنی مواجه بود که ملاک معرفت یقینی و معیار علمیت بود. در پروژه کانت به خودشناسی و معرفت شناسی می‌پردازیم.

ادامه نوشته

علوم انسانی ارتباط معناداری با زمینه‌‏های فرهنگی دارند

به گزارش خبرنگار مهر، به همت انجمن علمی و گروه علوم‌ اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران سلسله نشست‌های «فلسفه و علوم‌اجتماعی» برگزار می شود. نشست اول از این سلسله نشستها با عنوان «دیلتای و علوم‌ اجتماعی» با سخنرانی مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت‌ علمی پژوهشگاه علوم‌ انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۴ آبان ماه در تالار دکتر شریعتی دانشکدهٔ علوم‌ اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

 

در ادامه گزارشی از سخنان مالک شجاعی ارائه می شود:

نگاه تاریخی به مباحث فلسفۀ علوم انسانی در غرب نشان می‌دهد تا به امروز دست‌کم سه پارادایم (به‌ترتیب تاریخ شکل‌گیری) در زمینۀ مبانی علوم انسانی شکل گرفته است:

۱. پارادایم پوزیتیویستی که متأثر از کامیابی‌‏های روش‌شناسی تجربه‌گرا در علوم طبیعی به وحدت روش‌شناختی علوم طبیعی و علوم انسانی باور دارد و عنصر «تبیین» در آن نقشی محوری ایفا می‌کند و اگوست کنت نظریه‌پرداز برجستۀ آن به حساب می‌آید.

۲. پارادایم هرمنوتیک که در واکنش به پوزیتیویسم شکل گرفت و در آن، عنصر «معنا» و «فهم» نقش محوری دارد. ویلهلم دیلتای مهم‌ترین سهم در طرح این پارادایم را از آنِ خود کرده است و امروزه او را به‌عنوان «فیلسوف علوم انسانی» می‏‌شناسند؛ زیرا تلاش فلسفی گسترده‌ای در راستای تحلیلِ معرفت‌شناسانۀ علوم انسانی و «تاریخ» انجام داد، چنان‏که خود در کتاب اثرگذار مقدمه بر علوم انسانی، رسالت این کتاب را «تثبیت اهمیت و استقلال علوم انسانی در مقابل سلطۀ تحمیل‌شدۀ دیدگاه علوم طبیعی در تفکر فلسفی» معرفی می‌کند. هانس گئورگ گادامر و پل ریکور هم در همین پاردایم جای می‌گیرند.

ادامه نوشته