نشست‌ «ما و فلسفه دین» (نگاهی تحلیلی به وضعیت کنونی و آینده فلسفه دین در ایران) برگزار می‌شود.

هشتم بهمن ماه

نشست «ما و فلسفه دین» برگزار می‌شود

نشست «ما و فلسفه دین» برگزار می‌شود

نشست «ما و فلسفه دین» نگاهی تحلیلی به وضعیت کنونی و آینده فلسفه دین در ایران با سخنرانی علیرضا قائمی نیا به صورت مجازی برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، به همت گروه فلسفه خانه اندیشمندان علوم انسانی و در ادامه سلسله نشست‌های وضعیت تفکر در ایران معاصر، نشست «ما و فلسفه دین» نگاهی تحلیلی به وضعیت کنونی و آینده فلسفه دین در ایران برگزار می‌شود.

سخنران این نشست علیرضا قائمی نیا، دانشیار فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رئیس قطب علمی فلسفه دین ایران است. دبیری این نشست هم مالک شجاعی به عهده دارد.

نشست «ما و فلسفه دین» روز چهارشنبه هشتم بهمن ماه ساعت ۱۶ از طریق اینستاگرام خانه اندیشمندان جوان به آدرس iranianhht.ir پخش می‌شود.

 

http://www.ibna.ir/fa/tolidi/300942/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF

ادامه نوشته

تحلیلی بر کتاب دگرگونی بنیادی فلسفه یونان در برخورد با شیوه اندیشه اسلامی فلاطوری و پرسش از مناسبات

 

 

 

تحلیلی بر کتاب دگرگونی بنیادی فلسفه یونان در برخورد با شیوه اندیشه اسلامی

فلاطوری و پرسش از مناسبات قرآن و فلسفه اسلامی

در طرح فکری فلاطوری حساسیت‌های هرمنوتیکی نسبت به مقوله تنوع تفاسیر متن مقدس (در اینجا قرآن کریم) چندان جدی گرفته نمی‌شود و چنان از آموزه‌های قرآنی سخن می‌رود که گویی ما می‌توانیم به سهولت و پشت سر گذاشتن افق فهم معاصر به آن آموزه‌ها و جهت گیری‌ها در شکل ناب آن دسترسی پیدا کنیم.

فلاطوری و پرسش از مناسبات قرآن و فلسفه اسلامی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: مرحوم دکتر عبدالجواد فلاطوری بر خلاف خوانش‌های عمدتا شرق شناسانه از فلسفه اسلامی، که این سنت را ذیل سنت نوافلاطونی در فلسفه فهم می‌کنند، می‌کوشد تا نقش آفرینی قرآن در فلسفه اسلامی را با توجه به مطالعات تطبیقی و زبانی معاصر تبیین کند. از سوی دیگر در تقابل با خوانش صدرایی و نوصدرایی معاصر و از قضا همسو با هایدگر، فلسفی شدن کلام و الاهیات اسلامی را مورد نقادی جدی قرار می‌دهد. طبق تحلیل فلاطوری، فلسفه و حکمت اسلامی حاصل برخورد دو جهان بینیِ از اساس متفاوت یعنی جهان بینی حاکم بر فلسفه و علوم یونانی و جهان بینی قرآنی است. آنچه از برخورد این دو جهان بینی به وجود آمد فلسفه‌ای بود که اگر چه در صورت بیشتر یونانی ولی در محتوا عمدتا قرآنی بود. بنابراین این فلسفه نه یونانی صِرف، نه قرآنی صِرف و نه آمیزه و التقاطی از این دو بلکه جریانی مستقل و ویژه بود که از سنتز و برآیند آن دو به وجود آمد[ii].
 
حکمت یونانیان و حکمت ایمانیان
بحث از مناسبات فلسفه یونانی و فلسفه اسلامی یکی از مباحث مهم و سرنوشت ساز در میان فیلسوفان و مورخان فلسفه بوده و بررسی آثار منتشره در این حوزه به خوبی تنوع دیدگاه‌ها در این باب را نشان می‌دهد. برخی معتقدند که فلسفه اسلامی ترجمه‌ای ناقص و گزینشی از بخشی از میراث فلسفه یونانی است که عمدتا متاثر از نگاه و مشرب نوافلاطونی است و فی الواقع آنچه در جهان اسلام به نام افلاطون و ارسطوست عمدتا خوانشی خاص از افلوطین است.

این نگاه عمدتا متعلق به شرق شناسان و مورخان فلسفه اروپا محور است. تفسیر شرق شناسانه قدمت بسیاری دارد و برخاسته از تصویر قرن نوزدهمی در باب بومیان شرق و اعراب سامی است با جوامعی رازآلود، احساسی، غیرعقلانی، و استبدادی. عمده‌ترین ویژگی‌های تفسیر شرق شناسانه، تاکید بر ابعاد عرفانی و رازآلود (Mystical) فلسفه اسلامی، تلقی فلسفه اسلامی به عنوان پل واسط میان فلسفه یونانی و فلسفه لاتینی قرون وسطی، محوریت مسئله رابطه دین و فلسفه در فلسفه اسلامی و اینکه این فلسفه با ابن رشد پایان یافته، است.

از منظر اروپا محورانه، ابن رشد آخرین متفکر جهان اسلام است که بر تفکر غربی درقرون وسطی تاثیر نهاده است. کتاب تاریخ فلسفه در اسلام نوشته دی بور، نمونه بارز این رویکرد است که در آن نویسنده ضمن طرح این ادعا که فلسفه اسلامی نوعی تقلید و ترجمه صِرف از فلسفه یونان بوده و در آن پیشرفت و ابتکاری دیده نمی‌شود و تنها فایده آن را در تاریخ اجتماعی ایده‌ها می‌بیند(De Boer,1907:29).

تفسیر شرق شناسانه تا زمان انتشار کتاب تاریخ فلسفه اسلامی کربن(1964) رویکرد غالب و بی رقیب است. با گذشت بیش از چهل سال از انتشار کتاب کربن، هنوز بخش اعظم آثار اروپایی در باب فلسفه اسلامی، عمدتا به فلسفه اسلامی از کندی تا ابن رشد می‌پردازند و حتی در آثار متاخر همچون سیر فلسفه در جهان اسلام ماجد فخری(1970)، بخش فلسفه پس از ابن رشد به کمتر از بیست صفحه می‌رسد (Gutas,2002:5-7).

ادامه نوشته